عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کارهموارۀ باران با دشت

برف با قلۀ کوه

رود با ریشۀ بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است...

ادامه نوشته

آدمها

از انسان­ها غمی به دل نگیر زیرا خود نیز غمگینند.
 زیرا با آنکه تنهایند ولی از خود می­گریزند.
 زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.
پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند.

لئوناردو باف (پژوهشگر دينى، برزيل)

در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود و دالايى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسيدم: عالى جناب، بهترين دين کدام است؟ من فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.» دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت:

   «بهترين دين، آن است که شما را به خداوند نزديک‌تر سازد. دينى که از شما آدم بهترى بسازد.»

من که از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم: آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چيست؟ او پاسخ داد:

«هر چيز که شما را دل‌رحم‌تر، فهميده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئوليت‌تر و اخلاقى‌تر سازد. دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است»


   من لحظه‌اى ساکت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانة او انديشيدم. به نظر من پيامى که در پشت حرف‌هاى او قرار دارد چنين است: دوست من! اين که تو به چه دينى اعتقاد دارى و يا اين که اصلاً به هيچ دينى اعتقاد ندارى، براى من اهميت ندارد. آنچه براى من اهميت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است. به ياد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست. قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فيزيک نيست. در روابط انسانى هم صادق است. اگر خوبى کنى، خوبى مى‌بينى و اگر بدى کنى، بدى. هميشه چيزهايى را به دست خواهى آورد که براى ديگران نيز همان‌ها را آرزو کنى. شاد بودن، هدف نيست. يک انتخاب است.

«هيچ دينى بالاتر از حقيقت وجود ندارد.»

 

لئوناردو باف (پژوهشگر دينى، برزيل)

ناگهان.....

حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
                 وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی  !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...
      ناگهان
              چقدر زود
                         دیر می شود

من کیستم؟

من هیچ کسم، تو کیستی؟
تو هم، آیا هیچ کسی؟
پس، یک جفتیم
به هیچ کس مگو!
مبادا رسوایمان کنند!
امیلی دیکنسون

بخشی از  نامه‌ نادر ابراهیمی به همسرش

همسفر!
در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم
و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا
مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
و یك شیوه نگاه كردن را
مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است .

 

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید


یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
حضرت مولانا

تهمت

 

قابیل را جریمه کردیم

                       هزار و هزار و یک بار

 

و شعر گندم های گندیده نوشتیم

حوا را گناه کار

               و شیطان را تبرئه کردیم 

و نوشتیم سیب ، سیب

اسمش را گذاشتیم

                     شعر بعد از تمدن

اما هنوز آدم نشدیم

         و به سیب و گندم و هابیل

         تهمت میزنیم

مسجد و می خانه

جانب مسجد اگر کم رفتیم

سوی میخانه دمادم رفتیم

بعد از این گوش به واعظ نکنم

به جهنم که جهنم رفتیم!!!!

 می خوردن و شاد بودن آیین من است

فارغ بودن از کفرودین، دین من است

زندگی می کنم!!!

 
در تصاویر بی شمار فصل ها وسال ها زندگی می کنم

در تصاویر بی شمار زندگی

 در حریر شکل ها ورنگ ها

حرکات و گفته ها

در زیبایی حیران

در زشتی همگان

در روشنی خنک اندیشه

روشنی گرم خواسته هاو

در تیره روزی و غم زندگی می کنم

و ایستادگی می کنم

به رغم مرگ زندگی می کنم

                                                               

                                                              (( پل الوار))

شیخ نشین

 
خیلی از این شهرومردمش دلم گرفته به خاطر همین هم این پست رو گذاشتم:

شیخ به زنی فاحشه گفتا مستی!

هرلحظه به دام دگری پابستی

گفتاشیخ هرآنچه گویی هستم

آیاتو چنان که می نمایی هستی؟!

                                                   ((  فروغ))

اگر دروغ رنگ داشت ؛

ادامه نوشته

چخوف

وقتی باکسی خوب حرف نزنیم . تعجب آور نیست که او با ما بیگانه باشد.

اتهام زدن. آن هم بر مبنای حدسیات صرف وهمین طور عشق به دوران گذشته . معصیت دارد.

برای آدم های خوب هیچ جای بدی سندی نیست

چند سخن از شیخ بهایی

آدمی اگر پیامبر هم باشد،از زبان مردم آسوده نیست.
اگر بسیار کار کند،می گویند احمق است و اگر کم کار کند،می گویند تنبل است.
اگر بخشش کند می گویند افراط می کند و اگر جمع کند،می گویند بخیل است.
اگر ساکت و خاموش بماند،می گویند لال است و اگر زبان آوری کند،می گویند وراج است.
اگر روزه بدارد و شب ها نماز بخواند می گویند ریاکار است و اگر این ها را انجام ندهد،می گویند کافر است.
پس هرگز نباید به حرف،مدح و ثنای مردم توجه کرد و جز خدا نباید از شخصی ترسید.

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت
دریا دزد کفشهای من
مردی که ازدریاماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت
دریا سخاوتمندترین سفره هستی
موج آمد و جملات را با خود شست .....
تنها برای من این پیام را گذاشت که.....
برداشتهای دیگران در مورد خودت را ،در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی
 

بهترین دوست

پیرمردبه من نگاه کردوپرسید
چندتادوست داری؟
گفتم چرابگم ده یابیست تا...
جواب دادم فقط چندتایی

ادامه نوشته

قوانین حاکم بر زندگی

ادامه نوشته

جمله ای از گوته

 

اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند،

اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند،

اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد،

اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند،

 اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد،

اگر مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست،

اما، اگر عزت نفس نداري، پس بدان که هيچ نداري.

 

اسم شرکتهای مهم چگونه انتخاب شده‌اند؟

Adobe :
اسم رودخانه ای كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور می كند .

Apple :
میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شركت اپل سیب بود و بنابراین اسم شركتش را نیز اپل گذاشت .

Cisco :
مخفف شده كلمه سان فرانسیسكو (
San Francisco ) است كه یكی از بزرگترین شهرهای امریكا است.

Google :
گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است كه تشكیل شده است از عدد یك با صد تا صفر جلوی آن .
مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می كنند كه این موتور جستجو می تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد .
Hotmail
:
این سایت یكی از سرویس دهندگان پست الكترونیكی به وسیله صفحات وب است .
هنگامی كه مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الكترونیك به
mail ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نیز تأكید شود. بنابراین نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه
Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته اند. گاهی اوقات اسم این سایت را به صورت HotMail نیز می نویسد .
HP
:
شركت معظم
HP
توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاكارد تأسیس شد .
این دو نفر برای اینكه شركت هیولد پاكارد یا پاكارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر – خط شدند و نتیجه هیولد پاكارد از آب در آمد .
Intel
:
از آنجاییكه این شركت از بدو تأسیس با تأكید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد. نام آن را
Integrated Electronics یا به طور مختصر INTEL نهادند .

Microsoft :
نام شركت ابتدا به صورت
Micro-soft نوشته می شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد . Microsoft مخفف Microcomputer Software
است. و دلیل نامگذاری شركت به این اسم نیز آن است كه بیل گیتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میكروكامپیوتر ها تأسیس كرد
Motorola :
شركت موتورولا با هدف درست كردن بی سیم و رادیوی خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاییكه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شركت
Victrola
بود. مؤسس این شركت یعنی آقای پال كالوین نیز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی كلمه موتور نیز به نوعی در اسم شركتش وجود داشته باشد .
Red Hat :
مؤسس
شركت آقای مارك اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش كلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت كرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زمانی كه اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارك اوینگ آن را همراه با راهنمای كاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای كاربری « درخواست برای تحویل كلاه قرمز گم شده » بود .
Sony :
Sony از كلمه لاتین Sonus
به معنای صدا مشتق شده است .
SUN
:
این
شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد .
Sun مخفف عبارت Stanford University Network می باشد .
Xerox
:
كلمه
Xer
در زبان یونانی به معنای خشك است و این برای تكنولوژی كپی كردن خشك در زمانی كه اكترا كپی كردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود .
Yahoo
:
این كلمه برای اولین بار در كتاب سفر های گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است كه دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت
Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر می كردند خودشان هم Yahoo
هستند

اردیسم ORODISM


- هشت اصل در فلسفه اُرُدیسم - Orodism

1- اگر پایکوبی و شادی نباشد ، جهان را ارزش زیستن نیست .

2- زندگی بدون آزادی ، شرم آور است .

3- تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است .

4- آنانیکه همیشه در آرامش هستند لاابالی ترین آدمهایند .

5- رسیدن به راستی و درستی چندان سخت و پیچیده نیست کافیست کمی به خوی کودکی برگردیم .

6- دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد .

7- اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن .

8- عشق به میهن نشان پاکی روان آدمی ست.


 ارد بزرگ ، اندیشمند و متفکر ایرانی ست . بیش از هزار جمله قصار و حکیمانه از او در کتاب سرخ گردآوری شده است . در هشت اصل اردیسم ، شیره و عصاره آن جملات در نظر گرفته شده است . شهدی که می تواند کام هر انسان آزاده ای را شیرین نماید.

انسان سه راه دارد ، اندیشه (والاترین راه ) ، تقلید (آسان ترین راه ) ، تجربه (تلخترین راه )

خودت پل خودت را بساز

 

پسری جوان از شهری دور به دهکده شیوانا آمد و به محض ورود به دهکده بلافاصله سراغ مدرسه شیوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روی زمین مودبانه نشست و گفت: «از راهی دور به دنبال یافتن جوابی چندین ماه است که راه می روم و همه گفته اند که جواب من نزد شماست! تو که در این دیار استاد بزرگی هستی برایم بگو چگونه می توانم تغییری بزرگ در سرنوشتم ایجاد کنم که فقر و نداری و سرنوشت تلخ والدینم نصیبم نشود!؟»

ادامه نوشته

با چه می توان عشق را بند جاودان کشید؟


با کدام بوسه   با کدام لب؟


در کدام لحظه  در کدام شب؟

 

خصوصیات و دانستنی های خانم ها


 

http://www.iranvij.ir/upload/images/o3ukhguc0zyepe19k8ei.jpg


در این مطلب خصوصیات و دانستنی های جالب و خواندنی از زنان را آورده ایم که می توانید در ادامه مطلب مطالعه نمایید .

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .

- یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .

- یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .

- زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .

-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .

- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .

- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .

- پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .

- زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .

- لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .

- هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .

- هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .

- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .

- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .

- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .

- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .

- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .

-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .

- زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد .

- هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند .

- مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند .

- این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد .

- وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند .

- دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان
بیش از این نیست .

- ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است .


 

http://www.iranvij.ir/upload/images/gmk9qk3vzb09ph2sxbt.jpg



-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند
که مرد به او احترام نمی گذارد .

- بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند .

- حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است .

- یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .

- امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را
بهتر کنکاش و کشف کنند .

- یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند .

- یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد .

-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

-اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند .

- یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است .

- وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه
داشته باشد.

- یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد .

-مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست .

- زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند . به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .

- یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند . در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد .

 

http://www.iranvij.ir/upload/images/xcjbjlnpvgmh43rs6hnf.jpg


زن ها دوست دارند مردها بدانند؟
زن ها صميميت را با مردي مي خواهند که دوستش دارند، زيرا به آنان اين امکان را مي دهد که آرامش خاطر داشته باشند و دل و جان خود را به روي او بگشايند.
هنگامي که ما زن ها با مردي که دوستش داريم احساس مرتبط بودن مي کنيم، گويي که قلبهايمان از طريق کابل يا کانالي به يکديگر متصل شده است که عشق، محبت و حمايت ميان ما و در هر دو جهت جا به جا مي شود و اين احساس را به ما مي دهد که يک واحد، کانون يا تيم هستيم و به جاي موانع و ديوارها، درهايي ساخته ايم که طرف مقابل را به درون خود دعوت مي کنيم. به طرز مشابهي احساس مي کنيم که به اعماق وجود معشوق خود نيز اجازه ي ورود داريم و اين همان تجربه ي نيرومند صميميت است.
اين نوع از صميميت که برخاسته از ارتباط باشد زن را قادر مي سازد تا آرامش داشته باشد و با تمام وجود خويش ببخشد و در عين حال احساس امنيت بکند.در واقع ارتباط يکي از مؤثرترين راه هاي خلق امنيت روحي اي است که در ابتداي اين مقاله درباره ي آن صحبت کرديم.

 
آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:



http://www.iranvij.ir/upload/images/qq73zuvp1q00x1io5y.jpg
 



اغلب هنگامي که ما زن ها احساس امنيت نمي کنيم، سعي مي کنيم به طريقي با مرد زندگي مان ارتباط برقرار کنيم.
قطع ارتباط يا احساس بريدگي و جدا افتادگي از مرد زندگي مان همان کابل يا کانال ميان قلب هاي ماست که شديداً يا موقتاً قطع شده يا آسيب ديده باشد.
زن ها از آن رو همواره در پي برقراري ارتباط هستند که بهاي گزافي را که در قبال قطع شدن آن بايد بپردازند، مي داند و نمي خواهند که مجبور به پرداختش باشند. هنگامي که زن ها از اين ناحيه احساس خطر مي کنند، سعي مي کنند پا پيش بگذارند و با ابراز محبت و علاقه يا مکالمه اي دوستانه و گذران وقت با مرد زندگي شان يا هر آنچه را که احساس هارموني و هماهنگي از دست رفته را مجدداً به جريان بيندازند، ارتباط برقرار نمايند. به ياد داشته باشيد: از آن جا که زن ها عشق را اولويت اول خود قرار داده اند، لذا مسئوليت نگهباني و محافظت از آن را نيز بر عهده ي خود مي دانند. لذا برقراري ارتباط روحي نشانه ي تعهد و پاي بندي ما به حفظ و زنده نگه داشتن عشق مان است.

ارتباط واقعي تنها با هم بودن و همراهي و همکاري يا برقراري پيوند نيست. بلکه معنايي به مراتب وسيع تر از تنها «بودن در کنار يک فرد» دارد. ارتباط مستلزم چيزي بيشتر از مجاورت است. ارتباط مستلزم صميميت است.
يک بار تعبيري از کلمه ي صميميت شنيدم که به نحوي مطلوب ماهيت و جوهره آن را به تصوير مي کشيد:
صميميت اجازه به ديگري است که به پستوهاي درون شما سرک بکشد و برعکس بدين معنا که شما نيز پستوهاي درون او را برانداز کنيد. اين گونه از ارتباط نه تنها به معناي موجوديت مشترک در سطح بيروني آن است، بلکه شامل فاش کردن آنکه و آنچه هستيد نيز مي شود. فاش کرن آنکه و آنچه هستيد به ديگري. صميميت يکي از مهمترين اجزاء لازم براي خلق روابطي موفق محسوب مي شود.

توجه:در اينجا منظورم اصلاً آن نيست که پيوند و برقراري ارتباط در سطح خارجي اشتباه و يا اصولاً بد است. پيوند نيز جزئي ضروري از هررابطه محسوب مي شود و يکي از مهمترين روش هايي است که يک زوج توسط آن با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند. اما به منظور شکوفايي و بالندگي عشق، صميميت نيز از مهمترين ملزومات محسوب مي شود.

بعد از يکي از سمينارها زوجي از من خواستند تا به طور خصوصي با من صحبت کنند. زن گفت: «شما ازدواج ما را همين امشب نجات داديد. ما هفت سال است که با هم زندگي مي کنيم. اما پس از تولد پسرمان روابط مان چندان تعريفي ندارد. من هميشه خواسته ام به شوهرم توضيح دهم که احساس خوشبختي نمي کنم. اما نمي توانستم مشکل را به خوبي توضيح دهم.»
مرد نيز سخن گفتن او را قطع کرد و گفت: «همه اش احساس مي کردم که او نق مي زند و ايراد مي گيرد. هر بار که از او مي پرسيدم مشکل چيست مي گفت که مثل گذشته ها به من احساس نزديکي و مرتبط بودن نمي کند. هر بار که اين را مي گفت انگار که بالگدي توي شکمم مي زد. هميشه سعي مي کردم پدر خوبي باشم و سخت کار مي کنم و مواظب خانواده ام باشم، اما هر چه مي کردم برايش کافي نبود.»

زن با هيجان گفت: «اما امشب، بالاخره متوجه شديم موضوع از چه قرار است! همان چيزي که درباره ي ارتباط برقرار کردن و مرتبط بودن گفتيد. مشکل ما اين بود که با يکديگر پيوند داشتيم، اما صميمي نبوديم.

صميميت در رابطه مان مفقود بود. هنگامي که شوهرم آن را با اين بيان جديد شنيد، دانست که در تمام اين مدت خواسته ام چه چيزي را به او بگويم و من هم دانستم که چرا در تمام اين مدت او احساس مي کرد قدر او و زحمت هايش را نمي دانم.»
مرد در حين شنيدن صحبت هاي همسرش سرش را مرتباً به علامت توافق تکان مي داد. با صدايي ملايم گفت:«فهميدم راه درازي پيش پاي خود داريم. اما اين بار مي دانم که بايد روي چه چيزي کار کنيم و من واقعاً مايلم که آن را امتحان کنم»

آنها را بدرقه کردم و هنگامي که رفتن شان را تماشا مي کردم، چشمانم از اشک پر شدند. بسيار خوشحال بودم که با ارائه اطلاعات و توضيحات فوق موفق شده بودم به آن ها کمک کنم مشکل خود را درک و شناسايي کنند. از اين که آن ها را در مسير درست راهنمايي کرده بودم به خود مي باليدم. سال ها طول کشيده بود تا بالاخره بتوانم به اين درک نايل شوم و تفاوتي را که در زندگي ديگران رقم زده بود، نظاره گر باشم.احساس مي کنم اين موفقيت ارزش آن همه سال چالش و دشواري ها را داشته است. از آن به بعد عکس العمل هاي مشابهي را از صدها زوج ديگر که موفق به درک تفاوت ميان پيوند و صميميت شده بودند، شاهد بوده ام. شايد شما نيز که در حال مطالعه ي اين مقاله از کتاب هستيد به روشن بيني هايي در قبال روابط گذشته يا حال خود دست يافته باشيد. اميدوارم اين مقاله راه هاي جديدي از عشق ورزيدن را پيش روي شما باز کند و رضايت خاطري را که همواره جوياي آن بوديد در روابط خود تجربه کنيد.

چه چيزي موجب احساس صميميت در زن ها مي شود. بسياري از چيزهايي که موجب توليد احساس امنيت در زن مي شوند .موجب توليد احساس صميميت در او نيز مي شوند: گذران وقت و صرف زمان براي با هم بودن، اطمينان خاطر کلامي و ورود به دنياي درون و مکنونات قلبي مرد. در واقع، بسياري ازمطالب اطلاعات ارائه شده در اين کتاب، حال چه درباره راوبط جنسي، ارتباط يا موضوعات ديگر، همگي شامل روش هايي براي ارتباط و صميميت هرچه بيشتر مردها با همسرشان هستند. در اين جا به ذکر روش هايي براي ايجاد ارتباط و صميميت اکتفا مي کنيم.

1-ما زن ها هنگامي که مردها افکار و احساسات شان را با ما در ميان مي گذارند احساس صميميت مي کنيم.
ارتباط براي زن ها بيشتر به معناي بيان افکار و احساسات است. بيشتر زن ها به طرزي سنتي پر حرف تر و خوش صحبت تر از مردها هستند. از اين رو يکي از سريع ترين و مؤثرترين روش هاي برقراري ارتباط با يک زن کلمات و واژگان يا به عبارتي صحبت کردن و حرف زدن است.
کلمات پلي هستند ميان مکنونات دروني يک مرد و قلب زني که دوستش دارد.
کلمات آفريننده ي صميميت آني هستند.
اما زن ها دوست دارند مردها در باره ي چه چيزي با آن ها حرف بزنند. البته پاسخ را از پيش مي دانيد:همه چيز! ما زن ها دوست داريم در باره ي کار، نگراني ها، رؤياها، ترس و خلاصه همه ي بالا و پايين شما بدانيم. به ياد داشته باشيد، ارتباط احساسي به معناي در ميان گذاشتن رازهاي دروني است و صحبت کردن تنها راه فاش کردن اين رازهاي درون است.
مي دانم مردها مشکلات و موانعي را در قبال باز شدن احساس و فاش کردن رازهاي درون خود به ديگران احساس مي کنند.
درباره ي اين موانع و مشکلات در مقاله مربوط به ارتباط بيشتر صحبت خواهيم کرد.آنچه در اين جا مورد نظر ماست اين موضوع است که صحبت کردن چه نقش مهمي را در ايجاد حس ارتباط روحي در زن ها ايفا مي کند. به ياد دارم زني به من مي گفت:«هرگاه همسرم چيزهايي را با من در ميان مي گذارد، که معمولاً با هيچ کسي ديگري آن ها را در ميان نمي گذارد احساس خاص بودن ومحبوب بودن مي کنم. مي دانم چنانچه برايم احترام و ارزش قائل نبود، هرگز اين کار را نمي کرد.
چنانچه صحبت کردن و بيان افکار و احساسات موجب احساس مرتبط بودن در زن مي گردد، بنابراين عکس اين حالت يعني بسته بودن روحي و احساسي، موجب احساس گسستگي و قطع ارتباط خواهد شد. در زير گفته هاي چندين زن در اين رابطه آورده شده است:
«هنگامي که مردي چيزهايي را از من پنهان مي کند يا آنچه را که در درونش مي گذرد با من در ميان نمي گذارد، احساس مي کنم کنار گذاشته شده ام و حس مي کنم که مرا به حساب نياورده است و اين احساس که ما در دو دنياي کاملاً متفاوت زندگي مي کنيم و ميان ما ديواري کشيده است.»
«پنهان کردن اطلاعات و حقايق برايم بزرگترين عامل سرد مزاجي و «ضدحال» به حساب مي آيد. نمي توانم بفهمم چگونه همسرم مي تواند از من انتظار داشته باشد با او همبستر شوم. در حالي که هيچ چيز از رازهاي دروني اش را با من در ميان نگذاشته است. اگر او از من انتظار دارد که با او بي رودربايستي باشم او نيز بايد درهاي قلبش را به روي من باز کند.»
پنهان کردن اطلاعات يا احساسات از نامزد/همسرتان هرگز بي ضرر نيست. بلکه ارتباط ميان شما را قطع مي کند و صميميت و نزديکي ميان شما را مي کشد.

2-ما زن ها هنگامي که مرد زندگي مان ما را در فرآيند زندگي خود وارد مي سازد، احساس امنيت مي کنيم.
آيا تمثيل اتاق عشق مردان را مي دانيد ؛براي مردها تنها يک عشق در خانه ي فکر و ذهنشان وجود دارد،بنابراين اگر قرار باشد به عشق بپردازيد ،بايد اتاقهاي ديگر را ترک کنند.
مردها به طور معمول حساب روابط صميمي خود را از بقيه ي زندگي شان جدا نگه مي دارندو تنها هنگامي که آمادگي عشق ورزيدن، همبستر شدن و رفاقت را دارند سري به اتاق عشق خود مي زنند. يکي از عواقب و پيامدهاي منفي اين حصارها و ديوارها آن است که به طور معمول همسر خود را در اتاق هاي ديگر مثلاً: کار، استراحت، تفريح؛ سلامت و ... راه نمي دهند. آن ها احتمالاً فکر مي کنند که ما زن ها علاقه اي به اين قبيل مسائل نداريم يا اين که از روي عادت زحمت آن را به خود نمي دهند. نتيجه اين که زن ها احساس مي کنند جايي در زندگي مردشان ندارند و لذا احساس گسستگي و جداافتادگي مي کنند.
يکي از مؤثرترين روش هاي ايجاد ارتباط صميمي با نامزد/همسرتان و توليد احساس محبوب بودن در او اين است که او را در فرايند زندگاني خود منظور کنيد.

منظور کردن نامزد/همسرتان در زندگي خود به اين معناست که:

جزئيات وقايع و تجارب روزانه ي خود را با او در ميان مي گذاريد. هنگامي که آنچه را در طول روز بر شما گذشته است با نامزد/همسرتان در ميان مي گذاريد، در واقع به او اين امکان را مي دهيد که با شما احساس هارموني و هماهنگي و نزديکي بيشتري داشته باشد.چرا که از آنچه بر شما گذشته است با خبراست. صحبت درباره ي وقايع روزانه او را در سطح عميق تري در زندگي شما وارد مي کند و احساسي قوي از ارتباط و مرتبط بودن را در او به وجود مي آورد. گويي که دنياهاي جداگانه و مجزاي شما حال با يکديگر مرتبط شده اند.
او را از مشکلات و گرفتاري هايي که با آن ها رو به رو هستيد، باخبر مي کنيد.
منطق و عقلانيت متعارف و قراردادي به اضافه ي هزاران هزار سال از شرطي شدن هاي اجتماعي و...به مرد چنين ديکته مي کنند که زن زندگي اش را در مسائل و مشکلات خودش درگير نکند. حال شايد به اين دليل که ضعيف يا نادان و.. جلوه نکند و عشق او را از دست ندهد. اين باور هرگز حقيقت ندارد. چنانچه زني به لحاظ رواني و احساسي سالم و طبيعي باشد پس از آن که شوهرش مشکلات و مسائل خود را با او در ميان مي گذارد، احساس نزديکي بيشتري را نيز با او تجربه خواهد کرد. زيرا حال مرد او قلب خود را به روي او گشوده است. يکبار زني گفت:
«هرگاه شوهرم مي گويد از چيزي ناراحت، غمگين يا ترسيده است به مراتب او را بيشتر دوست دارم و احساس مي کنم که به من اعتماد دارد. گفتن اين حقيقت به من و پنهان نکردن آن يکي از صميمانه ترين کارهايي است که او مي تواند انجام دهد.»
به ياد داشته باشيد:«بيان کردن آسيب پذيري، آفريننده ي صميميت است. علاوه بر آن، پنهان کردن مشکلات هرگز راه گشا نخواهد بود. مضاف بر اين که همسرتان را از شما دور خواهد کرد و موجب خواهد شد احساس کند براي او ارزش و احترامي قائل نيستيد.
او را در تصميم گيري هايي دخالت مي دهيد که بر روي او نيز تأثير خواهند گذاشت.در مصاحبه هاي که پيش از نگاشتن اين مقاله داشتم بسياري از زن ها به اين نکته اشاره داشتند. هنگامي که مردي فرآيند تفکر و تصيم گيري خود را دروني کرده است و در آن باره با نامزد/همسر خود صحبت نمي کند، موجب گسستگي ارتباط مي شود و به او احساس جدا افتادگي خواهد داد.مي دانم بيشتر مردها اين کاررا از روي عمد انجام نمي دهند و هرگز نيز نمي خواهند که چنين احساسي را به زن زندگي خود بدهند. اما در واقع اين همان اتفاقي است که در عمل مي افتد.
هنگامي که شوهرم به تنهايي تصميم مي گيرد و به تنهايي هم عمل مي کند، اين احساس به من دست مي دهد که وجود ندارم. در اين گونه مواقع او خودش به تنهايي جلو مي افتد و مرا از فرآيند حذف مي کند. گويي آن بخش از زندگاني اش هيچ گونه ارتباطي با من ندارد.»

الفبای زندگی

A Accept : پذيرا باشيد:

ديگران را همانگونه که هستند بپذيريد ، حتي اگر برايتان مشکل باشد که عقايد ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنيد.

 

B - Break away : خودتان را جدا سازيد:

خود را از تمام چيزهايي که مانع رسيدن شما به اهدافتان مي شود جدا سازيد.

 

CCreat : خلق کنيد :

 خانواده اي از دوستان و آشنايانتان  تشکيل دهيد و با آنها اميدها ، آرزوها ، ناراحتي‌ها و شادي‌هايتان را شريک شويد.

 

ادامه نوشته

زندگی سخت ساده است

زندگی سخت ساده است

خطر کن و وارد بازی شو

چه چیز را از دست می دهی ؟

با دستان خالی آمده ا ی و با دستان خالی خواهی رفت

پس چیزی برای از دست دادن نداری........

ناگزیرم عشقم را فراموش کنم

ناگزیرم عشقم را فراموش کنم

 به خاطر آینده ام

 اما در آن حال دیگر هرگز

 آینده ام را نخواهم دید!

بایستی عشقم را از یاد ببرم

 

به خاطر منزلتم

 

اما دیگر هرگز مرا

 

منزلتی نخواهد بود!

 

بایستی عشقم را فراموش کنم

 

بنا به هزار و یک دلیل کارا

 

اما دلیلی یگانه

 

به ذهنم نمی رسد!

 

بایستی عشقم را فراموش کنم

 

از سر عشق به کسی که دوستش می دارم!

 

آیا می توانم؟

 

آیا به کفایت دوستش می دارم؟

 

پ.ن:این پستی که گذاشتم یکی از اشعار عاشقانه اریش فرید هستش از کتاب سکوت اینده من است! کتابی که هر وقت چشمم بهش میفته یه خاطره خوب یادم میاد! اشعار این کتاب جوریه که شاید به نظر خیلی ها بی مزه بیاد اما من وقتی که شعرهاش رو میخونم هر بار یه حس متفاوت بهم میده! شاید اونایی که این کتاب رو خوندن حرف منو قبول داشته باشن!

شاد باشید

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت برآید که ما خاک باشیم و خشت